بازی کده

درمورد بازی

بازی کده

درمورد بازی

دکمه های بازی DVIL MAY CRY 4(برای کامپییوتر)

I:شمشیر

J:تفنگ

L:برای باز کردن  در و کوبیدن دشمنان به زمین البته فقط دشمنان ابتدایی نوع های مختلفی ضربه می زند  البته برای دانته یک نوع سرعتیه

M:ادا در آوردن برای دشمنان 

N:شیطانی شدن شما برای ضربات قوی تر

SPACE:نشانه گیری

I+SPACE:نشانه گیری با شمشیر و ضربه (دقیق نمی تونم توضیح بدم)

SPACE+J:نشانه گیری با تفنگ و ضربه 

SPACE+L: دراز کردن دست(البته فقط برای نرو)

K:برای باز کردن در و پرش

Q+I: قدرتی شدن ضربه شمشیر اما با نرو

Q:عوض کردن تفنگ با دانته

E:جابه جایی شمشیر یا مشت و لگد دانته


داستان بازی dvil may cry 5


توسعه‌دهنده(ها)نینجا تئوری
ناشر(ها)کپ‌کام
'سریدویل می‌کرای
موتورآنریل انجین ۳
سکو(ها)مایکروسافت ویندوز، پلی‌استیشن ۳،پلی‌استیشن ۴، ایکس‌باکس ۳۶۰،ایکس‌باکس وان[۱]
تاریخ(های) انتشارپلی‌استیشن ۳ و ایکس‌باکس ۳۶۰

JPN ۱۷ ژانویه۲۰۱۳
ویندوز
AUS ۲۴ ژانویه۲۰۱۳
WW ۲۵ ژانویه۲۰۱۳

سبک(ها)اکشن-ماجرایی، هک اند اسلش
حالت(ها)تک‌نفره






داستان از جایی شروع می شه که:
تصویر: http://s5.picofile.com/file/8130452300/vlcsnap_2014_07_16_21h29m49s136.jpg
دانته زندگی بی هدفی رو دنبال میکنه . دانته تو شهر لیمبو زندگی میکنه که به طور مخفیانه تحت کنترل شیاطین قدرتمندی اداره میشه و انسان ها را از طریق فراهم کردن راحتی شان بازیچه خودشون قرار داده اند دانته که مرد جوونی ست که شیاطین به دنبالشن و با ورود کت به زندگیش که بهش هشدار میده که جونش در خطر هست ، مسیر زندگی دانته عوض میشه . ناگهان به عالم شیاطین لیمبو کشیده میشه و کت که قدرت های ماورایی داره تو عالم لیمبو دانته رو راهنمایی میکنه تا به سلامت از اون دنیا خارج بشه خود کت قادر نیست که به عالم لیمبو وارد بشه اما میتونه اون عالم رو ببینه با کمک کت دانته تونست شکارچی که از طرف شیاطین برای کشتن دانته فرستاده شده بود رو بکشه . وقتی که شکارچی شیاطین دانته رو به اسم پسره اسپاردا صدا زد دانته گیج شد بعد از بازگشت به عالم انسان ها کت و دانته برای دیدن رئیس کت راهی شدند. توی راه کت درباره فرقشون و اهدافش که شامله گروهی از افرادی میشد که توسط یک مرد ماسک دار که هدفش نجات دنیا از دست شیاطین بود رهبری میشد صحبت کرد .
تصویر: http://s5.picofile.com/file/8130452492/vlcsnap_2014_07_16_21h32m42s68.jpg
رئیس کت خودش رو به دانته با نام ورجیل معرفی کرد و از دانته خواست که کمکشون کنه تا شیاطین رو شکست بدن . دانته انگیزه ای برای این کار نداره و به ورجیل جواب رد میده اما وقتی که ورجیل بهش میگه که میتونه کمکش کنه که گذشته اش رو به یاد بیاره نظر دانته عوض میشه .اون سه نفر به امارت مخروبه ای میرند که خارج از شهر بود و به نظر میرسید که میتونه به دانته برای پی بردن به گذشته اش کمک کنه . دانته توی این امارت تصاویری از بچگیش و همچنین برادره دوقلوش می بینه و میفهمه که ورجیل همون برادر دوقلوی گمشدش هست علاوه بر این عکسی از مادر و پدرش رو روی دیوار میبینه و حتی شکل اولیه خونه قبل از حمله شیاطین رو به یاد میاره بعد از بازشت به عالم واقعی ورجیل همه چیز رو برای دانته تعریف کرد :اینکه اون دو نفر برادرهای دوقلو هستند ، پدرشون که اسمش اسپاردا بود یک شیطان بوده و مادرشون که اسمش اوا بوده یک فرشته بوده و ورجیل و دانته دورگه فرشته-شیطان یا نفیلیم هستن . چون ارتباط میان فرشته ها و شیاطین ممنوع بوده با این حال پدر و مادرشون عاشق هم میشند و با هم ازدواج میکنن ولی شاه شیاطین که اسمش ماندس بود احساس خطر کرد که مبادا پسران اسپاردا براش خطری ایجاد کنند تصمیم به
نابودی خانوادشون گرفت . ماندس با دستهای خودش اوا رو کشت . اسپاردا برای نجات جونه پسراش اونا رو از هم جدا کرد . ماندس برای مجازات اسپاردا رو به شکنجه و عذاب ابدی محکوم کرد
تصویر: http://s5.picofile.com/file/8130452734/vlcsnap_2014_07_16_22h02m54s11.jpg
یکی از دوستای اسپاردا به هر کدوم از پسرها یک شمشیر از طرف پدرشون داد و از اون پس این دو برادر جدا از هم بزرگ شدند . ماندس از وجود ورجیل بی خبر بود و فکر میکرد که دانته تنها پسر اسپاردا است به همین خاطر شیاطین رو مامور کرده بود تا دانته رو بکشند بعد از شنیدن تمام این حرفا دانته قبول کرد که به ورجیل و افرادش کمک کنه ....
بعد از جدا شدن از والدینشون دانته و ورجیل زندگی متفاوتی رو تجربه کردند ورجیل توسط یک خانواده ثروتمند به سرپرستی گرفته شد و زندگی راحتی رو تجربه کرد اما دانته به یتیم خانه فرستاده شد .اسپاردا برای اینکه بچه هاش زندگی جدیدی رو شروع کنند حافظه شونو پاک کرد ، به همین خاطر دانته فقط تصویر مبهمی از مادرش رو به یاد داشت . ماندس که در حقیقت عموی ورجیل و دانته هست پادشاه قلمرو شیاطین است و ورجیل و دانته با هم متحد میشن تا انتقام خانوادشونو ازش بگیرن ورجیل جنبه های حیله گرانه ی ماندس که توسط آنها انسانها را به بردگی گرفته برملا میکند : شبکه خبریه رپتور برای تبلیغات شیطانیش و نوشیدنی انرژی زای ویریلیتی . سپس کت و دانته راهی کارخونه ویریلیتی شدند .
تصویر: http://s5.picofile.com/file/8130452826/vlcsnap_2014_07_16_21h34m12s201.jpg
دانته دوباره وارد بعد شیطانیه لیمبو شد . همونطور که به راهش ادامه میداد درباره کت اطلاعات بیشتری به دست آورد و اینکه بیشتر توانایی های کت با آموزش های ورجیل به دست اومده وقتی کت و دانته به اتاق ترکیب رسیدند ، دانته با منظره عجیبی روبه رو شد تویوپ های عجیبی که نمونه های اولیه ویریلیتی بودند . اما کت به دانته میگه که باید دنبال عنصر سری محلول بگرده . این عنصر سری یک هیولا نفرت انگیز بود . دانته با هیولا وارد نبرد میشه و موفق میشه لوله هایی رو که بهش وصل بود رو قطع کنه و هیولا وارد رودخونه ای از استفراغ های خودش میشه و در نهایت هیولا بعد از برخورد با فن های صنعتی نابود شد .
تصویر: http://s5.picofile.com/file/8130452918/vlcsnap_2014_07_16_21h35m12s34.jpg
کمی بعد دانته و کت و ورجیل به پل هوایی مجاور برج خبرگذاری رپتور میرن تا بخوبی بتونن برجو ببینن. کت با استفاده از قدرت جادوییش روی پل, برای دانته مسیری رو باز می کنه تا بتونه وارد قلمرو وارونه رپتور بشه. دانته به مسیرش ادامه میده تا به شیطان درمونده و تنهایی بع اسم "فینیس" برخورد می کنه که ازش کمک می خواد چشمش رو از هارپی ها پس بگیره. لونه هارپی ها تو مسیر مترو مانندی قرار داشت و دانته بعد از رفتن به اونجا و کشتن هارپی ها, چشم رو پس گرفت و آورد. فینیس با دانته قدم زد و براش تعریف کرده که زندانی ماندس هستش و چندین قرنه که تو این عالم اسیره.
تصویر: http://s5.picofile.com/file/8130452950/vlcsnap_2014_07_16_21h36m12s119.jpg
بعدش دانته درباره نفیلیم ها از فینیس پرسید و فینیس گفت که قبل از پسرای اسپاردا هم نفیلیم وجود داشته و شناخته شده ترینشون زنی به اسم "آسیل" بوده . با کمک فینیس دانته تونست قدرت آسیل رو به دست بیاره : devil trigger و سپس درباره ی بارباس و خبرگذاری رپتور از فینیس سوال پرسید سپس دانته درباره ی هدفش که کشتن شاه شیاطین (ماندس) هستش به او گفت . فینیس فاش کرد که لیلیث ، معشوقه ماندس از او باردار است . دانته متوجه منظور فینیس نشد اما از اون بابت کمکش تشکر کرد و راهی شد که با باب بارباس تو برج رپتور روبه رو بشه ولی قبل از رفتنش فینیس بهش گفت : "بعد از مرگ ماندس کی جانشینش میشه؟" این حرف دانته رو به فکر برد .

داخل برج رپتور دانته و بارباس با هم وارد جنگ شدند و دانته با خبر شد که مامورهای نظامی کت و افراد گروه رو شناسایی کردند و در حال حمله به مقر آنها هستند . دانته با خشم بارباس رو کشت و با سرعت راهی مقر مخفی گروه شد .
تصویر: http://s5.picofile.com/file/8130453050/vlcsnap_2014_07_16_21h37m44s22.jpg
همونطور که میدونین دانته بعد اینکه باب بارباس رو میکشه راهی پایگاه یا مقر میشه و حالا ادامه داستان:
همزمان با تلاش نیروهای ویژه پلیس برای ورود به مخفیگاه سری انجمن دانته به محض اینکه به مقر مخفی انجمن میرسه به عالم لیمبو کشیده میشه . دانته با وحشت اطراف رو نگاه میکنه و میبینه که نیروهای نظامی هر کدوم از عضای انجمن رو میبینن با بی رحمی میکشن و مخصوصا دنبال کت میگردن . وقتی که دانته به مخفیگاه کت میرسه ، با همراهی کت خودشونو واسه پیدا کردن ورجیل به مخفیگاهش میرسونن . تو اتاق فرماندهی ورجیل و کت تلاش میکنند که اطلاعات مخفی انجمن رو نابود کنند و به فضای امنی منتقل کنند . در همین حین دانته همه ی شیاطین مهاجم رو میکشه ، وقتی همه چی تموم شد، کت سیستم نابودی خودکار ساختمون رو فعال کرد. نیروهای امنیتی موفق شدند وارد مخفیگاه بشن . ورجیل میخواست که کت رو اونجا ول کنه و خودشو دانته از راه لیمبو فرار کنن اما دانته پیش کت موند تا کت رو دلداری بده و به کت بگه که چیکار کنه و خودشو تسلیم کنه. اما کت تیری به بازوش خورد و جلوی چشمای دانته بی هوش شد. نیروهای ویژه کت رو با خودشون بردن و دانته به پیش ورجیل رفت.
تصویر: http://s5.picofile.com/file/8130453084/vlcsnap_2014_07_16_21h42m47s220.jpg
مدتی بعد ورجیل یک پیام ویدیویی از طرف ماندس دریافت کرد که ازش خواسته بود نفیلیم (دانته) رو با کت معاوضه کنه. ورجیل متعجب شد از اینکه هنوز ماندس از هویت واقعیش با خبر نشده. اما پیشنهاد ماندس رو رد می کنه و به دانته میگه با اینکه کت براش عزیزه ولی نمی تونه برادرشو فدا کنه. بعد دانته به ورجیل درباره لیلیث (معشوقه ماندس) و بچه بدنیا نیومدشون گفت. به این ترتیب دو تا برادر تصمیم گرفتن که لیلیث رو گروگان بگیرن تا بتونن ماندس رو از برج های "سیلور سکز" دور کنن و در عین حال بتونن کت رو هم نجات بدن.
تصویر: http://s5.picofile.com/file/8130453168/vlcsnap_2014_07_16_21h44m52s195.jpg
دانته به بار "سرسرای شیاطین" میره و لیلیث اونو به عالم لیمبو می کشونه و مجبورش می کنه که برای رسیدن بهش چنتا چالش و مسابقه به سبک برنامه های تلویزیونی رو پشت سر بزاره. وقتی دانته به لیلیث رسید, لیلیث بهش گفت که واسه بدست آوردن دل ماندس می خواد جنازه دانته رو براش ببره. لیلیث حتی از بچه بدنیا نیومدش هم واسه کشتن دانته کمک گرفت!! حتی این بچه شیطان غول پیکر و مادرش هم حریف دانته نشدن و لیلیث قبول کرد با دانته بره به شرطی که به بچش صدمه ای نرسه، چون بدون بچه هیچ ارزشی نداره واسه کسی.
تصویر: http://s5.picofile.com/file/8130453192/vlcsnap_2014_07_16_21h46m23s92.jpg
دانته و ورجیل برای معاوضه لیلیث با کت نزدیک اسکله قرار گذاشتن.ورجیل سلاحشو به سمت لیلیث نشونه رفت و به شکمش شلیک کرد که باعث مرگ بچه شد . و بعد تیری به سر لیلیث شلیک کرد و او را هم کشت .ورجیل و دانته در بین این اوضاعه به هم ریخته نیروهای ویژه رو شکست دادن و کت رو نجات دادن . متاسفانه ماندس مبادله رو میدید و با فهمیدن اینکه بچه اش کشته شده به شدت عصبانی شد و از دروازه جهنمی نیرویی تخریب گر به سمت منطقه ی بندرگاهی لیمبو فرستاد که تقریبا بیشتر اون منطقه رو نابود کرد . دانته وارد لیمبو شد و برای نجات ورجیل و کت و نابود کردن آواری که ممکن بود باعث مرگشون بشه تلاش کرد . تا اینکه هر سه با موفقیت تونستن فرار کنن .
داخل مخفیگاه کت به دوقلو ها اطلاع داد وقتی که داخل برج های سیلور سکز زندانی بود تونسته با استفاده از طلسم هاش دوروبر لیمبو رو بگرده . با این اطلاعات اون سه نفر تصمیم میگیرن تلاش نهاییشون برای رسیدن به ماندس رو شروع کنن . نقشه این بود: دانته از در اصلی حمله کنه در حالی که ورجیل مخفیانه از در پشتی وارد برج بشه و به دانته کمک کنه بتونه به طبقات بالا برسه و نیروهای امنیتی رو نابود کنه . نزدیک نوک برج دانته برای آخرین بار با درکاواک (یکی از شیاطین قدرتمند که به عنوان بادیگارد ماندس کار میکرد) روبرو شد و نابودش کرد . دانته خودشو به ورجیل رسوند و با هم به بالاترین نقطه برج رفتن و ورجیل ژنراتوری که منبع نیروی اتاق ماندس بود را دوباره به کار انداخت و اون دو نفر وارد آخرین بخش نقششون شدن .
تصویر: http://s5.picofile.com/file/8130453226/vlcsnap_2014_07_16_21h47m25s198.jpg
دانته وظیفه داشت تا ماندس رو از دروازه جهنمی دور کنه و به همین خاطر درباره ی شیاطین و به خصوص بچه ی ماندس متلک پرونی کرد . ماندس عصبانی شد و دانته رو به سمتی پرت کرد در همین بین ورجیل با استفاده از شمشیرش (به اسم یاماتو) دروازه جهنمی رو بست . به این ترتیب ماندس ضعیف شد . با این حال همچونان دشمنی قدرتمند بود و تلاش کرد قلب دانته رو از جا دربیاره تا اینکه ورجیل از پشت بهش ضربه زد و ماندس از بالای برج به پایین و روی یه ماشین افتاد اما بجای اینکه بمیره یه میدون انرژی اطرافشو گرفت و همه ی اشیای فلزی رو به خودش جذب کرد . اما دانته شکستش داد و بدن انسانی ماندس نابود شد . با شکست ماندس و بسته بودن دروازه جهنم چیزی وجود نداشت که بعد شیطانی لیمبو رو مخفی کنه و شیاطین توسط تموم مردم دنیا قابل دیدن بودن (دیگه مخفی نبودن) .
تصویر: http://s5.picofile.com/file/8130453276/vlcsnap_2014_07_16_21h48m23s255.jpg 
در حالی که سازمان ها و رسانه ها درباره ی اتفاقای اخیر شایعه پرونی میکردن ، دانته و ورجیل و کت به شهری خیره مونده بودن که نابود شده .ورجیل از دانته بخاطر کمکاش تشکر کرد و درباره ی نقشه هاش برای سلطه به آدمها صحبت کرد در حالیکه کت و دانته با نظراتش مخالف بودن و گفتن که فکر میکردن برای آزادی میجنگن . دانته نتیجه میگیره که ورجیل فقط برای آزادی نفلیم ها تلاش میکرده تا بتونن بدون ترس از اعمال زور پادشاه شیاطین زندگی کنن .ورجیل گفت که انسانها مثله بچه ها ضعیفن و باید در مقابله خودشون ازشون محافظت بشه و تنها راه حل اینه که نفلیم ها (دانته و ورجیل) بهشون حکومت کنن.

وبرژیل از واکنش دانته حیرون موند که از کت و آدمها دفاع می کرد و اینکه نفلیم ها موجودات برتر نیستن.وقتی ورجیل دید که دانته باهاش موافق نیست ازش خواست اگه نمی خواد تو حکومتش سهیم باشه خودشو کنار بکشه تا برادرش به تنهایی آدما رو تحت کنترل خودش بگیره. دانته با خشم گفت که به برادرش کمک نکرده که ماندس رو شکست بده تا بتونه جانشینش بشه. و اون موقع بود که یاد حرف فینیس و مفهومش افتاد. به همین خاطر نمی تونست قبول کنه که وقتی با اون همه زحمت انسانها رو نجات داده، برادر خودش بیادو اونا رو تحت سلطه خودش بگیره.ورجیل هم نمی تونست تحمل کنه که برادرش سد راه قدرت و سلطه جویی هاش قرار گرفته. به همین خاطر دو برادر دست به شمشیر شدن تا با هم بجنگن.

 
 
دانته مدام از برادرش میخواست که تجدید نظر کنه اما فایده ای نداشت و دانته مجبور شد با قدرت شیطانیش و شمشیرش به طرف ورجیل حمله ور بشه و بهش ضربه مرگباری رو وارد کنه. در حالیکه کت التماس میکرد که ورجیل رو نکشه . دانته شمشیرشو غلاف کرد و به ورجیل کمک کرد تا روی پاهاش وایسه . سپس دانته اعلام کرد که از این به بعد از انسانها حفاظت میکنه . ورجیل جواب داد که برادرش راه اشتباه رو انتخاب کرده و هیچوقت یه انسان نمیشه . بعدش با یاماتو یه شکاف بعدی باز کرد و قبل از ورود به دروازه به دانته گفت من تو رو دوست داشتم برادر و سپس ناپدید شد.
تصویر: http://s5.picofile.com/file/8130453318/vlcsnap_2014_07_16_21h50m14s92.jpg
دانته با کلی سوال درباره ی اینکه کیه و چیه تنها موند و کت در جوابش به طور مختصر گفت که اون فقط دانته هست نه بیشتر و نه کمتر .
ادامه داستان ورجیل:vergil dawnfall
ورجیل بعد از شکستی که از برادرش خورده ، بسیار زخمی شده بود ،اتفاقی به یه قبری برخورد که عکسی از خانواده اش روش بود . 
تصویر: http://s5.picofile.com/file/8130453368/vlcsnap_2014_07_16_21h51m05s94.jpg 
او به ظاهر به اعماق جهنم سفر کرده بود . صدای مادرش را میشنود و همینطور دنبال راه فراری از اونجا بود. همونطور که از داخل جهنم عبوز میکرد ، تصویر خیالی از خودش را دید .قلب ورجیل خواستار این بود که در جهنم دانته و کت را پیدا کند 
تصویر: http://s5.picofile.com/file/8130453418/vlcsnap_2014_07_16_21h51m33s117.jpg 
ورجیل جلوتر رفت ، در میان تعداد زیادی از شیاطین به دنبال کت بود که توسط یک شیطان گیر افتاده بود .
بعد از اینکه کت رو نجات داد ، ورجیل فهمید که کت حاصل از خیالات و توهم او بوده ، اونو تکه تکه میکنه ، با این کار اون بخش از قلب (انسانیش) رو از دست میده ، 
تصویر: http://s5.picofile.com/file/8130453434/vlcsnap_2014_07_16_21h52m20s81.jpg 
اون به hollow برمیگرده ، اون از دانته در عالم اموات چیزایی یاد میگیره .
ورجیل بیشتر به اعماق جهنم نفوذ میکنه تا دانته رو پیدا کنه ، سرانجام با قیافه سفید دانته (گچ مانند) روبرو میشه و او را در تمام جهنم تعقیب میکنه .بعد از یک نبرد بسیار سخت ورجیل دانته رو شکست میده و در واقع او را میکشه ، گردنبد (طلسم) او را به عنوان اینکه برنده این نبرد شده برمیداره و دوباره بخشی دیگر از قلبش رو از دست میده . 
تصویر: http://s5.picofile.com/file/8130453450/vlcsnap_2014_07_16_21h53m08s42.jpg
بعد از آن ، hollow او را میفرسته تا مادرش را پیدا کنه ، او با تعداد انبوهی از شیاطین میجنگد ، در این میان مادرش را میبیند که توسط شیطان بزرگ مورد حمله واقع شده است.او به سرعت به اون موجود حمله ور شد ، اما هیچی به خوبی پیش نمیره ،ورجیل گردنبد(طلسم) دانته رو نشون میده ، ادعا میکنه که خودش بوده که برادرش را کشته.
eva (مادرش) از آنچه که ورجیل تبدیل شده بود ، آشفته میشه برای اینکه پسرش بهش میگه که دیگه قلبی براش نمونده (انسانیتی دیگه در وجودش نداره).او مادرش را پشت سر گذاشت ، در حالی رفت که مادرش برایش گریه میکرد ، آخرین رنج باعث شد که بخش دیگه ای از قلبش را از دست بده.

تصویر: http://s5.picofile.com/file/8130453468/vlcsnap_2014_07_16_21h54m18s239.jpg
ورجیل با hollow رو به رو شد ، ورجیل خواستار گردنبد لاجوردی (طلسمش) در گردنش بود و در دو نبرد با او مبارزه کرد . ورجیل hollow را شکست داد و قدرتش را جذب کرد و در این حال چشمانش درست مثله یک شیطان میدرخشد و موهایش به پشت سرش چسبیده بود.

تصویر: http://s5.picofile.com/file/8130453492/vlcsnap_2014_07_16_21h54m54s80.jpg
ورجیل با ارتشی از شیاطین از دنیای اموات بیرون آمد و رهبر شیاطین ها بر سر ورجیل نعره ای کشید در آن زمان چشمان ورجیل به رنگ قرمز تبدیل شد و همه ی شیاطین به احترام او خم شدند. و اینطوری ورجیل شاه جدید شیاطین شد.
تصویر: http://s5.picofile.com/file/8130453526/vlcsnap_2014_07_16_21h55m15s37.jpg

داستان بازی dvil may cry 4

شیطان هم می‌گرید ۴
Devil May Cry 4
توسعه‌دهنده(ها)کپ‌کام
ناشر(ها)کپ‌کام
طراح(ها)هیروبوکی کابوشوکی
آهنگساز(ها)آکیهیکو ناریتا
تتسویا شیباتا
کنتو هاسگاوا
'سریدویل می کرای
موتورام‌تی فریم‌ورک
سکو(ها)پلی‌استیشن ۳
اکس‌باکس ۳۶۰
مایکروسافت ویندوز
آی‌اواس[۱]
تاریخ(های) انتشارJPN ۳۱ ژانویه، ۲۰۰۸
NA ۵ فوریه، ۲۰۰۸[۲][۳]
EU ۸ فوریه، ۲۰۰۸
AUS فوریه ۲۰۰۸ [۴]
سبک(ها)اکشن-ماجرایی
حالت(ها)تک‌نفره
توزیعدیسک بلو-ری، دی‌وی‌دی، توزیع دیجیتال

شهر Furtuna ، قبیله ایی از انسان ها در آن زندگی می کردند که Sparda را می پرستیدند. آنها به خود لقب ” پیروان شمشیر” را داده بودند. Nero شخصیت جدیدی بود که روحش خبر از ماجراهای پیش رو نداشت. نرو طی مراسمی که نامزدش  Kyrie در آن شرکت داشته حضور به هم رساند تا اجرای وی را ببیند ولی دانته از ناکجاآباد مراسم را با ورودش خراب کرد و کشیش اعظم یعنی Sanctus را بدون هیچ درنگی ترور کرد. پیروان شمشیر به سرعت سازماندهی شدند و Credo ، برادر Kyrie به دنبال قاتل روانه شدند ، بی آنکه بدانند وی فرزند اسپاردا است! اولین مقابله نرو با دانته در اینجا بود. نرو و دانته با یکدیگر به مبارزه پرداختند. دانته حرکات بسیار سنجیده انجام می داد ولی با اینحال نرو چابک تر از دانته پیر بود. نرو از قدرت شیطانی خود استفاده کرد تا دانته را نابود کند. دانته با دیدن قدرت خفته نرو ، وی را تحقیر کرده و از مهلکه می گریزد. پس از فرار دانته ، پیروان شمشیر در میابند که کسانی که دانته کشته ، همگی جزو شیاطین بودند. نرو از تغییر شکل خود متعجب شده بود. برای اولین بار قدرتی را احساس کرده بود که قبلا طعم آن را نچشیده بود.

Credo به نرو ماموریت می دهد تا دانته را بیابد و انگیزه اصلی وی را بفهمد. ماجراجویی های نرو با ورود نیروهای کمکی به شهر شروع می شود. با بدو نیروهای کمکی ، شهر توسط شیاطین مورد حمله قرار می گیرد و این اتفاق به گردن دانته انداخته می شود. سران شهر مستاصل شده و برای چاره اندیشی به قصر شهر می روند. نرو نیز راهی قصر می شود که در میان راه با شخصیتی جدید به نام Gloria آشنا می شود که به جمع سران می پیوند. در ادامه ماجراجویی ، نرو در میابد که فردی به نام Agnus آزمایشگاهی مخفی برای آزمایش قدرت های شیطانی تکه های شمشیر Yamato دارد. یاماتو شمشیر افسانه ایی ویرژیل ، برادر دانته بود. به دستور Sanctus ، ارتشی ویژه برای حفاظت از Sanctus فراهم گشت. توسط همین آزمایشگاه ، Sanctus باری دیگر با کمک روح شیاطین به دنیا بازگشت.  نرو به مقابله با Agnus پرداخت ولی به علت ضعف خود توسط وی در آزمایشگاه کشته می شود. نیروی عجیبی یاماتو را که در نزدیکی نرو بود ترمیم داد و یاماتو به سمت نرو جذب شد. نرو باری دیگر متولد شد ولی با ظاهر و قدرتی بیشتر! ظاهرا روح ویرژیل در نرو حلول پیدا کرده بود. Agnus با دیدن این قضیه پا به فرار گذاشت و به Sanctus گزارش این حادثه را داد. نرو به دنبال Agnus روانه شد و بالاخره وی را گیر انداخت ولی Agnus توانست دروازه های جهنم را باز کند و قدرتی بیش از حد پیدا کند. نرو طی نبردی بسیار طاقت فرسا وی را شکست داد. در اینجا بود که نرو دریافت که Credo نیز عضوی از این توطئه بود. اینبار نوبت Credo بود تا جلوی نرو را از جست و جوی حقیقت بگیرد. در کشمکش بین نرو و Credo ، Agnus نامزد نرو را به وی نشان می دهد و نرو را تحریک می کند تا به فرم شیطانی خود تبدیل شود. Kyrie با دیدن این صحنه از نرو متنفر می شود. در نهایت نرو Credo را شکست می دهد. Credo با دیدن اینکه از خواهرش سواستفاده شده از نرو عذرخواهی کرده و به وی اجازه پیشروی می دهد تا خواهرش را نجات دهد. دانته پس از این حادثه جلوی راه نرو را سد می کند و از وی شمشیر یاماتو را می خواهد و می گوید که قدرت این شمشیر بیش از توان و ظرفیت نرو است ولی نرو از دادن یاماتو امتناع می کند و با دانته باری دیگر وارد مبارزه می شود. پس از مبارزه و با اینکه نرو از دانته شکست خورد ، دانته بیان می کند که این فقط یک آزمایش بود تا بداند که جای یاماتو پیش نرو امن است. در این بینابین ، گلوریا ظاهر می شود و در اینجا افشاسازی انجام می شود که گلوریا همان تریش ، همکار دانته است که به وی کمک می کند.

در نهایت نرو به Sanctus می رسد. وی بر تندیس عظیم الجثه اسپاردا تکیه کرده بود و در اینجا نیز افشاسازی دیگری انجام می شود. بر طبق گفته های Sanctus ، خون فرزند اسپاردا ، یاماتو و شمشیر اسپاردا می تواند این مجسمه را که Sanctus آن را “منجی” می نامد زنده کند تا به وی در حکمرانی کمک کند. حرص و طمع در چشمان Sanctus موج می زد و باری دیگر کسی خواهان تبدیل شدن به یک خدا بود. تریش برای جلب اعتماد Sanctus ، شمشیر اسپاردا را از قبل به وی داده بود و اکنون Sanctus نیاز به خون نواده اسپاردا و یاماتو دارد. در اینجا افشاسازی نهایی اتفاق میفتد که نرو از نوادگان اسپاردا و به احتمال زیاد نواده ویرژیل است.  نرو کلید آزاد شدن نیروی جهنمی به شهر Fortuna به شمار می آید. نرو برای نابودی Sanctus اقدام می کند ولی وی در آخرین لحظه با سپر قرار دادن Kyrie توانست حمله وی را دفع کند و وی را اسیر کند. برای موتور محرکه “منجی” باید از یک شیطان قدرتمند استفاده می شد و علی رغم میل Sanctus که می خواست از دانته استفاده کند، نرو را برای این کار مناسب دید. نرو گرفتار در تندیس اسپاردا باعث شد تا “منجی” بیدار شود. Credo خیلی دیر به نرو ملحق شد و نتوانست کاری از پیش ببرد و توسط Sanctus کشته شد. تریش و دانته نیز پس از Credo به وی ملحق شدند و Credo در آخرین لحاظت زندگی خود از دانته قول گرفت تا نرو و خواهرش را نجات دهد.

از آنسو Agnus شروع به باز کردن دروازه های جهنم کرد تا “منجی” با نمایشی مثلا حماسی مردم را نجات دهد و مردم بیش از پیش به عبادت اسپاردا بپردازند. حال نوبت دانته بود تا وارد عمل شود.

دانته یکی پس از دیگری دروازه های جهنم را می بندد و در نهایت در خانه اپرا Agnus را برای همیشه می کشد. همچنین یاماتو را پس می گیرد و آخرین دروازه را نیز می بندد. سپس به تریش دستور می دهد تا آنجایی که می تواند به مردم مفلوک دربرابر شیاطین کمک کند. حال نوبت به مبارزه نهایی دانته و “منجی” رسیده بود. دانته باید “منجی” را نابود کرده و نرو و Kyrie را نجات دهد.

دانته می دانست که “منجی” در ظاهر فناناپذیر است ولی نیروی محرکه تندیس سنگی ، وجود نرو در درونش بود. پس دانته تصمیم گرفت تا یاماتو را به قلب “منجی” پرتاب کند تا شاید نرو بیدار شود و عکس العمل نشان دهد. این نقشه با موفقیت انجام شد و دانته از خارج و نرو از داخل “منجی” را نابود کردند. Sanctus دیگر چیزی برایش باقی نماند و فقط Kyrie را به عنوان زندانی به عنوان برگ برنده در اختیار داشت. نرو با استفاده از شمشیر جدش ویرژیل سانکتوس را شکست داده و Kyrie را آزاد کرد. در انتهای این مبارزه ، نرو شمشیر اسپاردا را به صاحب اصلی خود یعنی دانته برگرداند ولی هنوز مشکلی وجود داشت. تندیس سنگی ، روح Sanctus خبیث را جذب کرده بود و دوباره بیدار شده بود. باری دیگر نرو به مبارزه با “منجی”ِ لعنتی پرداخت و برای همیشه آن را نابود کرد.

پس از پایان ماجرا ، نرو یاماتو را نیز به دانته تحویل داد چون دیگر نیازی به قدرت ویژه یاماتو نداشت ولی دانته ، نرو را لایق شمشیر برادرش دانست و شمشیر Yamato پس از دست به دست شدن های بسیار توسط کاراکترهای بازی در نهایت به نرو رسید.

داستان بازی dvil may cry 3

شیطان هم می‌گرید ۳: بیداری دانته
'Devil May Cry 3: Dante's Awakening box cover Capcom Production Studio 1
جلد نسخه پلی‌استیشن ۲ بازی
توسعه‌دهنده(ها)استودیوی شماره ۱ کپ‌کام[۱]
ناشر(ها)کپ‌کام
یوبی سافت نسخه PC
آهنگساز(ها)تاتسویا شیباتا
'سریشیطان هم می‌گرید
سکو(ها)پلی‌استیشن ۲
مایکروسافت ویندوز (نسخه ویژه)
تاریخ(های) انتشار
سبک(ها)اکشن-ماجرایی
حالت(ها)تک‌نفره
توزیعلوح نوری، توزیع دیجیتال


داستانویرایش

دانته از عیاشی خسته شده و تصمیم گرفته بود تا مغازه ایی به نام Devil never cry باز کند تا به عنوان یک مزدور به مبارزه با شیاطین بپردازد. پس از مدتی ، فردی اسرارآمیز به نام Arkham وارد مغازه وی می شود و وی را به ملاقت با برادر خود ، ویرژیل دعوت می کند. در ابتدای داستان ، برجی در چند متری دانته سر به فلک کشیده که به به برج آرخام معرفی شد. دانته برای رسیدن به نوک برج برای ملاقات با برادرش تلاش کرد و در راه خود با هیولاهای زیادی رو به رو شد که یکی پس از دیگری توسط فرزند خلف اسپاردا نابود شدند.  دانته در خلال ماجراجویی خود ، توسط دختری جوان به نام Lady مورد حمله قرار گرفت. بعدا دانته متوجه می شود که لیدی دختر آرخام است که برای انتقام مرگ مادرش تصمیم گرفته که پدرش یعنی آرخام را نابود سازد. آرخام با ویرژیل ، برادر دوقلوی دانته همکاری می کند و قرار است که گردنبند دانته را از وی پس بگیرند تا بتوانند دنیای شیطاین را با استفاده از برج آرخام برای همیشه باز کنند تا از قدرت کامل اسپاردا استفاده کنند. مادر فرزندان اسپاردا ، برای حمایت از آنها دو گردنبند به آنها داد تا قدرت پدرشان را حمل کنند. ویرژیل طی نبردی بسیار حماسی ، دانته را شکست داده و گردنبند را از وی می دزد و از مهلکه فرار می کند. دانته مرگ را با چشمان خود دید ولی با اینحال از نیمه شیطانی خود کمک گرفته تا خود را بازسازی کند. دانته به سمت قسمت اصلی برج روانه می شود. جایی که ویرژیل باید از گردنبند برای باز کردن دروازه ها استفاده کند. در اینجا توسط Jester ، دلقک مخصوص و نوکر آرخام افشاسازی انجام می شود که هر دو برادر بازیچه دست آرخام شدند. آرخام فقط می خواهد برای مدتی دروازه جهنم را باز کند تا بتواند Force Edge را بدزد. Force Edge شمشیر اصلی اسپاردا بود که هم اکنون نیروی خفته اسپاردا را در خود دارد و صاحب شمشیر می تواند از حداکثر نیروی شیطانی اسپاردا استفاده کند. آرخام می خواهد که یک خدا در زمین باشد! در این بحران ، دانته به سمت دروازه جهنم روانه می شود تا جلوی آرخام را بگیرد ولی لیدی وی را به مبارزه فرا می خواند. دانته نیز طی یک نبرد وی را شکست می دهد و لیدی نیز برای کمک و جبران کارهای خود ، اسلحه قدرتمند خود را به دانته قرض می دهد. دانته به موقع به دروازه می رسد و با آرخامی رو به رو می شود که با استفاده از Force Edge به فرم شیطانی اسپاردا تغییرشکل داده است. نبردی بسیار سخت بین دانته و آرخام شکل می گیرد و دانته در می یابد به تنهایی نمی تواند از پس این هیولای شیطانی بر بیاید. دانته در همین افکار بود که ویرژیل نیز وارد مبارزه می شود و دو فرزند اسپاردا با یکدیگر متحد شده تا آرخام را از پا در بیاورند. آرخام توسط دوقلوها از دنیای شیاطین به بیرون پرت می شود و لیدی به بالا سر پدر خود می رود و انتقام خون مادر را از پدر می گیرد. دانته و ویرژیل از آن سو ، برای گردنبند های خود و Force Edge به مبارزه پرداختند. قدرت هر دو به یک اندازه بود. ویرژیل چابک تر و دانته قوی تر بود. در نهایت ویرژیل از دانته شکست خورده و تصمیم می گیرد که در دنیای شیاطین بماند. Force Edge متعلق به دانته می شود. دانته در انتهای مبارزه تصمیم می گیرد که برادر خود را نجات دهد و یا حداقل گردنبند وی را بگیرد ولی ویرژیل با تکبری که داشت به درون تاریکی سقوط می کند و دانته در نهایت به دنیای انسان ها بر می گردد. دانته برای از دست دادن برادر خود بسیار ناراحت بود. باران می بارید و دانته نیز اشک از چشمانش سرازیر شده بود. دیالوگی ماندگار در اینجا بین لیدی و دانته شکل می گیرد که بسیار زیبا است.

DMC4__dante_WIP_by_jiuge

لیدی: دانته داری گریه می کنی؟

دانته: شیطان هیچوقت گریه نمی کنه!

لیدی: نمیدونم ولی شاید اگه شیطانی یکی از عشق هاش رو اون بالا…..ماورای این دنیا برای همیشه از دست بده…شاید گریه کنه.

دانته:( سکوت)……

و اینگونه بود که نام مغازه دانته از Devil never cry به Devil May Cry تغییر پیدا کرد.

داستان بازی dvil may cry 2

دویل می کرای ۲
Devil May Cry 2 box cover

جلد بازی
توسعه‌دهنده(ها)کپ‌کام[۱]
ناشر(ها)کپ‌کام
طراح(ها)هیدکی ایتسونو[۲]
'سریدویل می کرای
سکو(ها)پلی استیشن ۲
تاریخ(های) انتشارانتشار اصلی
NA ۲۵ ژانویه، ۲۰۰۳[۳]
JPN ۳۰ ژانویه، ۲۰۰۳[۳]
EUR ۲۸ مارس، ۲۰۰۳[۳]

انتشارGreatest Hits
NA ۲۶ آوریل، ۲۰۰۶[۳]

سبک(ها)اکشن
حالت(ها)تک‌نفره
توزیعDVDs


داستانویرایش

یکی از عادت های عجیب دانته در قمار با سکه بود و برای انجام هر کاری شیر یا خط می انداخت که البته همانند فیلم های وسترن ، هر دو سوی سکه “شیر” بود و دانته فقط برای سرگرمی از این حقه استفاده می کرد. در غیر این صورت وی فردی کله شق و مستبد بود. اگر قرار بود کاری انجام شود خواه خطرناک خواه بسیار ساده ، وی انجامش می داد! پس از داستان انتقام دانته از Mundus ، ماموریت مهیج دیگری در انتظار دانته بود.

دانته باید به کاراکتر Lucia برای نابودی و شکست Airus کمک می کرد. در ابتدای امر ، مهارت دانته در شکار شیاطین توسط Lucia سنجیده می شود. پس از آزمایش دانته به همراه Lucia به پیش مادرش Matier می روند. Matier توضیح می دهد که طی نبردی که با Sparda همراهی داشته به قدرت وی پی برده است و دریافته که فرزندش دانته نیز خلق و خویی شبیه به پدرش دارد. سپس Lucia به وی پیشنهاد کمک می دهد که دانته طبق معمول  با شیر یا خط انداختن به پیشنهاد وی جواب مثبت می دهد! Airus مردی قدرتمند و پول داری است که علاقه زیادی به حکمرانی در دنیا دارد. Airus به نوعی علاقه داشت تا یک خدا در زمین باشد. Lucia تصمیم میگیرد که وی را نابود کند ولی از آنجایی که وی یکی از مخلوقات Airus است به هیچ عنوان قدرت مقاومت در برابر وی را ندارد. Airus تصمیم داشت با پیدا کردن تکه باستانی به نام Arcane شیطان Argosax را بیدار کند تا برای حکمرانی وی بر دنیا کمک کند ولی زهی خیال باطل!

در نبردهای اولیه با Airus ، دانته احساس ضعف می کرد ولی دانته قوی تر از آن چیزی است که فکر می کنید. وی باید Airus را به زمین بزند. Lucia چندین بار به نبرد با Airus  در مقر وی یعنی برج Uroboros قیام می کند. دانته هم طبق معمول باید وی را نجات می داد. Arcane در دستان دانته بود ولی از آنجایی که انسانیت دانته بیدار شده بود نمی توانست Lucia را به حال خود رها کند. دانته حاضر شد تا Arcane را با جان Lucia معامله کند ولی دانته پس از معامله به Airus حمله ور می شود. Airus برای فرار خود دانته را در موقعیت بدی قرار داد. دانته باید برای کشتن Airus بین مرگ و زندگی Lucia تصمیم می گرفت. Lucia هم اکنون توسط Airus تسخیر شده بود و به کشتن دانته کمر همت بسته بود. دانته برای نجات دخترک نا امید شده بود که مادر Lucia یعنی Matier سر می رسد و با قدرت جادویی خود ، وی را از بند تسخیر نجات می دهد.

دانته مادر و دختر را رها می کند و به دنبال Airus می شتابد. وی نگرانی از سوی خدا شدن Airus ندارد چون یکی از Arcane ها تقلبی است و وی هنوز چیزی از این مسئله نمی داند! در نبرد نهایی دانته با Airus در برج ، به شدت Airus توسط دانته تحقیر می شود و در نهایت دانته با کلت خود وی را از پا در می آورد. Lucia پس از این حادثه با دانته رو به رو می شود و از وی می خواهد که وی را نیز بکشد تا مبادا او نیز به یک شیطان همانند وی تبدیل شود ولی دانته از اینکار امتناع می ورزد که ناگهان دروازه های جهنم باز می شوند. Lucia تصمیم میگیرد که به داخل جهنم وارد شود تا دروازه را از داخل قفل کند ولی دانته جلوی وی را با شیر یا خط انداختن می گیرد و خود وارد دنیای شیاطین می شود. Argosax در حال قیام کردن بود و دانته باید به سرعت وارد عمل می شد.

بعد از ورود دانته به دنیای شیاطین ، Arius دوباره به زندگی بر می گردد ولی کماکان ضعیف است. Lucia تصمیم می گیرد اینبار کار نیمه تمام خود را کامل کند و موفق نیز می شود. از آن سو ، دانته نیز Argosax را طی نبردی سخت نابود می سازد ولی دروازه های جهنم بسته می شود و دانته به درون دنیای شیاطین با موتورسیکلت معروف خود می راند. در اینجاست که کاشت روایی نهایی دیده می شود. لوسیا نگران دانته بود و اثری از وی در این دنیا دیده نمی شد. مادر وی به او خاطر نشان می کند که دانته همانند پدرش قوی و قدرتمند است. می تواند از پس خودش بر بیاید. Lucia سکه تقلبی دانته را بر روی زمین پیدا می کند و دو طرفش را امتحان می کند و در میابد که دانته چه شخصیتی داشته .